یادش بخیر...
دستات...
چشمات...
نگات...
دلم تنگه...
من عشق را در امید امید را در تو تورا در موقع پیوستن به تو دوست دارم
من تو را در افق افق را برای نیایش نیایش را برای خدا خدا را برای آفریدن تو دوست دارم
من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را برای به اندیشیدن تو دوست دارم
هیچ کس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی حداقل من یادش دادم که وقتی شکست لبه تیزش دست اونی که قلبمو شکست نبره

من به خود می گویم:
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟

اما انرا که دل پسندد بی گمان نور چشم خواهد بود..............
|
| |||||||
|
| |||||||
|
| ||
|
| ||
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم | ||

دل بریدی ساده
از منو اون همه بی تابی
انگار نه انگار
که بهم گفتی باهات میمونم تا صبح افتابی
بزار به درد خودم بمیرم...
ولی حالا...
حالا تنها مونسم اشکای تلخمه که گونه هامو خیس میکنه...
حس میکنم از درون تهی شدم...
ديگر براي اينکه گريه نکنم
هيچ بهانه اي ندارم
گريه گاهي رمز تدبير اشتباهات است
کاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگين
نمي بستيم که وسط راه آنرا به زمين بياندازيم
وراه را بدون آن ادامه بدهيم
زندگي بدون عشق اينقدرخاليست که بعضي مواقع حتي زودتر از سکوت مي شکند
وتو اي کاش مرا مي فهميدي
حالا که مي روي قرارمان هيچ ولي بگو به چه بهانه
چرا...؟
تا حالا درد غربتو چشیدی...؟
اگه نمیخوای بفهمی تنهائی چیه هر کی بهت گفت"دوست دارم"
بخند...بلند...همین
من اومدم البته شرمنده ی همتون هستم
اخه به محض اینکه از مشهد اومدم
رفتم لرستان
امروز اومدم
اپ میکنم
قول میدم
دوستون دارم
فلن بای



